رقابت‌هاي پانزدهمين جشنواره بين‌المللي قصه‌گويي در مرحله‌ي استاني

” تمامی هنرهایی که ما به آنها می پردازیم فقط کار آموزی است . هنر بزرگ، زندگی ماست.” (ام.سی.ریچارد)2<BR> *چکیده:*<BR> فعالیت‌های هنری و ادبی مهمترین ارکان آموزش در دوران کودکی و نوجوانی می‌باشند .به همین دلیل کودکان و نوجوانان سعی می‌کنند با قصه‌هایی که در ذهن دارند نوعی از احساس زیبایی را در آثار هنری یا ادبی خود خلق کنند . همچنین با تخیل‌، به احساسات درون‌شان زندگی بخشند و ازاین طریق واکنش خود را در مقابل جهان خارج نشان دهند.

همراه کردن این فعالیتها با قصه گویی، می تواند برانگیزنده ی قدرت تخیل کودکان و نوجوانان و گرایش بیشتر آنها به خلق و ابداع باشد . به آنها کمک می کند تا تفسیرهای خاص خود را از فضاسازی و شخصیتهای قصه داشته باشند و بتوانند به دلخواه، اندیشه‌های متفاوت شان را بیان کنند . مهارتهای هنری ادبی و حساسیت‌های زیبایی شناختی درون آنها شکوفا و پرورش یابد .
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تمامی مراکز فرهنگی هنری ، فعالیتهای گوناگونی را با هدف رشد و پرورش فکری مخاطبان ( کودک و نوجوان دختر و پسر 6تا 16سال ) برگزار می نماید.فعالیت هنری و ادبی نمونه ای از فعالیتهای کانون است . اعضا با شرکت در این فعالیت‌ها و زیر نظر مربی متخصص، آزادانه به خلق آثارمختلف ادبی و هنری می پردازند .
 
* *مقدمه: ***
قصه گویی در کشور ما سابقه ای بس دیرینه و قدیمی دارد . ” استرابو تاریخ نگار و جغرافی دان یونانی بر این باور است که پارسیان کار قصه گویی و خنیاگری را با هم درآمیختند. در سندی که از او به جای مانده، آمده است: از سن 5 تا 24 سالگی به پارسیان می آموزند که تیرو زوبین بیاندازند، راست سوار شوند و راست بگویند. آموزگاران ایشان، مردمی پاکدامن و شریف هستند. با داستانها و افسانه‌های سودمند، کارهای ایزدان و مردان نامی را گاه به نوای موسیقی برای کودکان باز می گویند نظریه‌های مربوط به تاریخ قصه گویی تنها به استرابو مربوط نمی شود. افلاطون در کتاب جمهور در بررسی دیدگاه‌هایی درباره قصه گویی برای کودکان به شیوه تربیتی ایرانیان اشاره می کند که نشان می دهد ایرانیان و یونانیان در آن دوران، نظریه‌های پیشرفته ای درباره آموزش و پرورش کودک از راه ادبیات داشته‌اند.”(1). این سند ارزش تاریخی بسیاری دارد زیرا نشان می دهد ، روایت افسانه‌ها ، داستانها و آشنا شدن کودکان با اساطیر و قابلیتهای مافوق طبیعی آنها بخشی از آموزش رسمی کودکان در ایران پیش از اسلام بوده است . نظر ایشان درباره قصه گویی ، به اهداف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در خصوص آموزشهای غیر مستقیم فعالیتهای هنری و ادبی نزدیک است . قصه‌ها تجربه‌ها و رویدادها را از دریچه ی دیگری به کودکان نشان می دهند ، علاوه بر رشد مهارت زبانی و آشنایی با فرهنگ خود به تقویت تخیل آنها نیز کمک می کند . اما نفوذ عوامل و وسایل ارتباط جمعی و علاوه بر آن مسائل خاص حوزه‌های شهرنشینی ، موجب شده تا نقش قصه گویی در طول دوران و به ویژه در آموزش هنر و ادبیات کم رنگ شود.
 
قصه‌های شفاهی و کتبی پر از تخیل و آموزنده موجود در سرزمین پهناور ایران گنجینه ی ارزشمندی برای استفاده مربیان می باشند .آنها با اتکا بر این سرمایه می توانند فرایند یادگیری آسان و بدون دغدغه را عملی کنند.کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با تلاش فراوان و تاکید بر آموزشهای غیر مستقیم (فرایند محور) سالها است که در این زمینه فعالیت می کند. فرایند محوری آموزش به این معنا است که هدف ، هنرمند نقاش و یا نویسنده شدن عضو نیست ، بلکه هدف ، پرورش خلاقیت واستعدادهای نهفته او در جهت خلق اثر هنری و نهایتا بهتر زندگی کردن است .
هدف اصلی این مقاله بیان چگونگی تاثیر قصه گویی در توسعه فعالیت‌های هنری و ادبی کودکان و نوجوانان می باشد.
*قصه :*
خانم سیما داد در کتاب فرهنگ و اصطلاحات ادبی زیر کلمه ی قصه آورده است : ”
قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آنها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیتها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد . حوادث قصه‌ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند ؛ بی‌آنکه در گسترش و بازسازی قهرمانها و آدمهای قصه نقشی داشته باشد . ” در تعریف قصه می توان گفت : سخن یا نوشته ای است از روزگاران قدیم که در آن شخصیتهای گوناگون خیالی یا واقعی ، ماجراهایی می آفرینند . قصه‌ها از روزگاران قدیم برای آموزش ، انتقال تجربه‌ها و تاریخ هر قوم از نسلی به نسل دیگر پدید آمده اند ” . ( از فرهنگ نامه ی ادبیات کودکان و نوجوانان ، 1376)
* قصه گویی :*
قصه گویی عبارت است از هنر یا فن نقل داستانها به شعر یا به نثر که شخص آن را در برابر شنونده یا شنوندگان به صورت زنده اجرا و کارگردانی می کند.” (2)
*تاریخچه قصه گویی :***
نخستین تعریف مکتوب از کاری که به شکل مبهم شبیه قصه‌گویی است، در پاپیروس مصری معروف به “پاپیروس وستکار” است که در فاصله‌ی میان سلسله دوازدهم و هیجدهم ثبت شده است. “(3)
قصه گویی کهن ترین شکل ادبیات است . می گویند قصه با انسان متولد شد و تا زمانی که انسان هست قصه نیز هست..در جوامع نخستین ، فرهنگ هر قومی به وسیله قصه‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد. قصه گو از اسطوره‌ها و نیروهای مافوق بشری آنها قصه داشت و فرهنگ پیشینیان خود را در قالب این قصه‌ها به جامعه ی خود منتقل می کرد .همین ویژگی منحصر به فرد قصه گویان موجب می شد تا همواره مورد توجه قرار گیرند. در واقع می توان گفت آنها اولین معلمان این جوامع بودند . در دوران افلاطون و ارسطو ، قصه گویی ابزاری برای آموزش کودکان و نوجوانان بوده است.
در روزگار کهن قصه گو نه تنها به آموزش آداب و قوانین فرهنگ جامعه خود می‌پرداخت بلکه مردم را سرگرم نیز می کرد. با قصه‌هایش چنان تور سحر آمیزی می بافت که ، هنوز هم اگر از آنها تنها برای سرگرمی استفاده شود ، می تواند تخیل شنونده را در دام خود بیاندازد .”(4)
 
*فعالیت هنری و ادبی:***
در تعریف فعالیت هنری می توان گفت : “اقدامی هدفمند و برنامه ریزی شده است که توسط مربیان هنری با هدف کشف و پرورش ذوق زیبا شناسی، خلاقیتهای ذهنی و مهارتهای علمی در کودکان و نوجوانان با استفاده از آموزشهای هنری شامل: نقاشی، سفالگری، خوشنویسی و عکاسی با تکیه بر شیوه‌های مرسوم و شناخته شده درکانون صورت می گیرد.”(5) همچنین فعالیت ادبی شامل : “اقدامی هدفمند و برنامه ریزی شده است که توسط مربیان ادبی با هدف علاقمند سازی اعضا به مقوله ادبیات ، آشنایی با آن وکشف استعدادهای ادبی در بین اعضا ء و پرورش خلاقیت ادبی اعضا در مراکز صورت می گیرد.”(6)
 
*یادگیری و پرورش:
*فرایند پرورش در هر فعالیت ادبی هنری سه جزه اساسی دارد. 1- جو عاطفی 2-آموزش 3- یکپارچگی و انسجام .
این اجزا اساس رشد فعالیتهای مورد نظر هستند . لازم است مربیان با تسلط به این سه مورد ، آنها را در برگزاری کارگاه‌ها به صورت عملی وهمزمان اعمال نمایند.
1- جو عاطفی : ( هوشیاری توام با آرامش )
برای یادگیری و شکوفایی خلاقیت در کارگاه ، یک وضعیت عاطفی مطلوب وجود دارد که تحت تاثیر مراکز ترس و لذت مستقر در مغز قرار گرفته و تعدیل می گردد که آن را هوشیاری توام با آرامش مطلوب می نامند.
در این وضعیت ، کمترین میزان ترس و بیشترین میزان چالش وجود دارد. این حالت در اعضایی وجود دارد که احساس شایستگی و اعتماد به نفس داشته ، از انگیزه درونی بالایی برخوردارند. هوشیاری توام با آرامش ،در آن دسته از محیطها ی یادگیری وجود دارد که در آن‌ها ، توانش عاطفی و اجتماعی به عنوان یک هدف مطرح است.
2-     آموزش: (در گیر شدن منظم در تجربیات پیچیده )
مغز آدمی از طریق تجربه فرا می گیرد. اولین تماس مغز با جهان از طریق حواس صورت می گیرد . لذا ، یادگیری بایستی حواس بینایی ، شنوایی ، بویایی ، لامسه و حرکت را درگیر نماید .این حواس به طور طبیعی از طریق تجربیات فیزیکی فراگیر،تحریک و فعال می گردند .
3-     یکپارچگی و استحکام ( پردازش فعال تجربه )
مغز انسان مطالب معنی دار را بهتر به خاطر می آورد.ما دانش عملکردی را آسانترکسب می کنیم ،یعنی این که بتوان بین عناصر دانش ،ارتباط معنی داری همانند یک قصه برقرار کنیم .پیوستگی و ارتباط عناصر دانش باعث دسترسی آسان و بازیابی راحت آن در هر زمان و مکان می شود.عملکرد این گونه یادگیری ( درک)، بسیار فراتر از شیوه‌های مستقیم آموزش می باشد.(7)
*انتخاب قصه : *مهمترین مسئله،
انتخاب و آماده سازی قصه توسط مربی است . فعالیت قصه گویی زمانی موثر است که مربی قبل از شروع کارگاه، با در نظرگرفتن شرایط و متناسب با موضوع ، قصه را انتخاب و آماده کرده باشد . ” بر مبنای یک پشتوانه غنی مطالعاتی برای انتخاب قصه که کاملا مناسب روز و یا ساعت یا حال و حوصله باشد … قصه گویی به سرانجامی شادی بخش و موفقیت آمیز منجر می شود. “(8) هنگام انتخاب قصه به سه نکته اساسی باید توجه داشت:
1-     جذابیت
2-       تناسب آن با گروه سنی و مخاطب
3-      همخوانی قصه با موضوع کارگاه هنری یا ادبی
بهترین منابع برای مربیان استفاده از قصه‌های فرهنگ عامه است . اعضا از این طریق با هویت و فرهنگ خود آشنا می شوند وتاثیرشناختی را که از این طریق کسب می کنند در آثارشان نشان می دهند.
*چگونه قصه بگوییم:*
مربی باید قصه را دوست داشته باشد تا بتواند آن را در حالتی زنده و جاندار بازگو نماید. قبل از شروع کارگاه چندین بار قصه را خوانده و مراحل آن را به صورت تصویری در ذهن خود مرور کند. در واقع او باید باقصه زندگی کند تا شخصیتها ، مکانها ، احساسات واقعی شوند .آنقدر با قصه انس بگیرد که گویی قسمتی از خاطرات زندگی خود را بیان می کند .سپس با توجه به موضوع ، احساس و تصویری را که می‌خواهد در ذهن شنونده به وجود آورد،کلمات را در ذهن خود مرور کند. وجوه نمایشی دادن به قصه و مهارت در به تصویر کشیدن شخصیتها ، احساسات و حرکات به یک اجرای موفق از قصه گویی کمک می کند. جهان ما جهانی تصویری است، کم کم رسانه‌های تصویری با جذابیتهای بصری و فراگیر جای ادبیات شفاهی را پر می کنند . قصه گو ( مربی ) با جان دادن به قصه می تواند فاصله بین گفتار و تصویر را کم کند. توصیف عناصر درون داستان به اعضا فرصت فکر کردن و آموختن جزئیات را می‌دهد. الین گرین درکتاب هنر و فن قصه گویی، روش صحیح این کار را به شکل کامل توضیح داده است . هر مربی می تواند شیوه ی خاص خود برای قصه گویی موثر در کارگاه را کشف کند.
*تاثیر قصه بر فعالیتهای ادبی و هنری:*
در عصر حاضر با پیشرفت تکنولوژی ، افزایش حجم اطلاعات و استفاده از وسایل کمک آموزشی موجب توجه بیش از پیش به افزایش خلاقیت کودکان و نوجوانان شده است. آموزش خلاقیت از دوران کودکی آغاز می شود. روشهای نوین آموزش تنها به معیار ضریب هوشی تاکید نمی کنند ، بلکه به خلاقیت و تقویت آن توجه بیشتری نشان می‌دهند .حال این پرسش مطرح است . چگونه می توان احساسات و حواس عضو را تقویت کرد تا تصورات خلاقشان را به وسیله فعالیتهای هنری ادبی بیان کند ؟ آیا این روش به پیشرفت مربی نیزکمک می کند ؟
هارلین جیسلر ، قصه گوی با تجربه می گوید : ” امروزه کودکان قدرت تصور کردن ، برای خلق تصورات ذهنی شان را از دست می دهند . رسانه‌های تصویری ( تلویزیون و… ) دائم تصاویر مختلفی را به آنها القا می کنند و می گویند این تصاویر چه کارهایی انجام می دهند . اما قصه گوساده سخن می گوید و با همان سادگی و بیانی شیوا و خوش سلیقه دایره واژگان و قدرت تصور کردن آنها را افزایش می دهد.”(9)
کودکان و نوجوانان برای درک زندگی به تجربه کردن دائمی نیازدارند، و از این راه به رابطه خود با جهان پیرامون مفهوم می بخشند. با این وسیله به پرسشهای زندگی پاسخ می دهند. برای کشف بهتر خود ، تخیل می کنند ، و با تخیل به بیان احساساتشان می پردازند ، همین تخیل ابتدایی ترین منبع بیان خلاق آنها است. اما تخیل غیر مادی و ناملموس است و برای تبدیل آن به واقعیتی بیرونی و قابل لمس فعالیتهای ادبی هنری ابزارهای بسیار مهمی هستند که عمل تبدیل اندیشه به جسم مادی را انجام می دهند و از این طریق افکار ، احساسات و تجربیات کودک و نوجوان را به دنیای واقعی معرفی می کنند . هنر و ادبیات فاتح دنیای تخیل و احساس آنها است .
قصه ،کودکان و نوجوانان را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد . باعث شادی می شود و به آنها نیروی ابتکار و ابداع می بخشد . قصه‌هایی که قبل از فعالیتهای هنری ادبی می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد . به عنوان مثال مربی پس از قصه گویی می تواند از اعضا بخواهد احساس شان را به تصویربکشند ، رنگ آمیزی کنند یا با کمک کلمات احساس خود ، از صحنه مورد علاقه‌شان را در قالب داستان بنویسند . قصه‌ها باعث می شوند عضو سعی کند بیشتر بداند و پل ارتباطی بین جهان تخیل و واقعیت را درک کند ، و نهایتا از این پل ارتباطی برای ابراز تخیل و احساس خودبه صورت هنر یا ادبیات استفاده نماید.
گاهی مربی بدون پیش زمینه یک موضوع را به شکل کلی مطرح می کند ، به عنوان نمونه پارک یا خاطرات سفر، و تصورش این است که موضوع ذهنی ، قدرت خلاقیت را افزایش می دهند ، اما در پایان با نتیجه معکوس روبرو می شود . باید توجه داشت وسایل ارتباط جمعی ذهن کودکان و نوجوانان را با کلیشه‌ها پر کرده اند. بدون آماده سازی نمی توان به ذهن خلاق آنها نفوذ کرد . قصه‌ها می توانند خوب دیدن را در آنها تقویت کنند و شروعی برای دقت بیشتر به محیط اطرافشان باشد . هنگامی که مربی در مورد خاطرات یک برگ قصه می گوید، در ذهن هر عضو تصویر خاصی که مختص خود او است شکل می گیرد . هر چه بیان مربی مصور تر باشد ، وضوح جزئیات این تصویر افزایش می یابد ، هر چه وضوح جزئیات بیشتر باشد ، قدرت مانورعضو بر اثری که قرار است نقاشی بکشد ، با گل سفال بسازد یا داستانی که می نویسد، بیشتر می شود . محصول این فرایند خلق آثاری تاثیر گرفته ازاحساسات و خصوصیات منحصر به فرد است .
مربی به عنوان تمرین آماده سازی می تواند به صورت تصادفی و با کمک دیگر اعضا یک عضو را انتخاب کرده و از او بخواهد در خصوص تجربیات و یا اتفاقات روزمره خود یک قصه بگوید ، سپس بقیه اعضا تصویری از آن قصه را نقاشی بکشند و یا پایان قصه را تغییر داده و یک داستان جدید بنویسند . چون نتیجه هر چه باشد مطلوب است و ارزشیابی با نمره انجام نمی شود ، باعث افزایش اعتماد به نفس عضو و همکلاسی‌هایش می شود. آنها با تکرار این تمرین و آزمون و خطا کردن متوجه می شوند که می‌توانند بدون دلهره بنویسند ، نقاشی بکشند و
یکی از بزرگترین ارزشهای قصه گویی برای مربی، اثربخشی آن در ایجاد جوی آرام و صمیمی درکارگاه است .   او می تواند پس از پایان قصه از اعضا بخواهد نظرشان را در خصوص شخصیت اصلی ، نقطه اوج ، پایان قصه و … بگویند یا در اثرشان اعمال کنند سپس با دوستانشان در میان بگذارند . آنها در این فضای آرام و صمیمی می توانند به ابراز وجود آزادانه بپردازند ، بدون ترس آثار خود را مورد نقد و بررسی قرار دهند . نقد و بررسی بدون قضاوت مربی و آزادانه انجام می شود. نقش مربی نظارت و کنترل با هدف جلوگیری از انحراف نقد است . این نقد قدرت استدلال منطقی همسالان حاضر در کارگاه را تقویت می کند .
برای خلق اثر ، تجربه حواس و عالم تخیل عوامل لازم اماکافی نیستند، بلکه ارتباط بین این عناصر که با اندیشه به وجود می آید نیز ضروری است . قصه‌ها در روندی منطقی عناصر را به یکدیگر پیوند می دهند و نهایتا در پایان تمامی نقاط کور و گره‌ها گشوده می شوند .عملکرد منطق موجود در روند قصه ، به الگویی برای ایجاد اتصال میان تخیل و اندیشه شباهت دارد. الگویی که عضو به شکلی غیر مستقیم می آموزد و بر اساس آن روشهایی برای بیان اندیشه‌های خود ، در قالب آثار ادبی یا هنری را کشف می کند . اگر قصه‌ها هدفمند و با شیوه ی صحیح در کارگاه اجرا شوند، به سادگی و با مطالعه آثار خلق شده ، می توان زوایای مختلف نگاه کردن به یک موضوع را دید . در اینگونه کارگاه‌ها اثر تکراری مفهومی ندارد, هر عضوبدون اضطراب خود را بیان می کند. همانطور که قبلا اشاره کردم هدف از فعالیت هنری و ادبی ، نقاش یا نویسنده عضو نیست، هدف اصلی رشد شخصیت ، درک بهتر زندگی و بیان آزادنه است .
نتیجه تحقیقات دکتر رابین ملو در خصوص تاثیر قصه گویی بر ارتباط بین مربی وعضو نشان می دهد : قصه گویی موجب پیوند رابطه‌ها ، ایجاد همدلی و احساس پیوستگی در کارگاه می شود. این روش منافع دو جانبه ای هم برای گوینده و هم شنونده دارد. یافته‌های تحقیق وی بیانگر ، افزایش شادی و هیجان درکارگاه است. این شیوه به مربی در کشف و امتحان روشهای نوین آموزش ،کنترل کارگاه و شناخت اعضا کمک می کند . وی خودشناسی ، آشنایی با فرهنگ و ریشه‌های جامعه و چگونگی ارتباط دادن قصه‌ها با موضوع مورد نظر رابرخی از دیگر مزایای بی شمار این شیوه برای مربی می داند.
*نتیجه :
اعضا باشنیدن قصه از زبان مربی تصاویر، شخصیتها ، احساسات و حوادث را در ذهنشان بازسازی می کنند . آنها به سادگی و با روشی کاملا غیر مستقیم ،ارزشهای اخلاقی – انسانی را می آموزند ، با اسطوره‌ها و موجودات تخیلی فوق بشری و توانایی آنها آشنا می شوند ، دایره واژگانشان گسترش می یابد، با قالبهای ادبی آشنا می شوند . در این مسیر توانایی تجسم را به عنوان پایه‌های تصور خلاق کشف می کنند و با درک جهان هستی به ارتباط بهتر بین عناصر اطراف می پردازند . شنیدن قصه‌ها مهارت شناختی اعضا را افزایش داده و برای زندگی بهتر آماده می سازد، همچنین موجب تمرکز وتقویت حواس آنها می شود. قصه گویی خوب در کارگاه‌های هنری ادبی ، یک تجربه ، ارزشمند ، غیر قابل تکرار و دوسویه بین عضو و مربی است . تجربه ای که متولد می شود ، رشد می کند و سپس تمام می شود .
اغلب هدف مربی از قصه گویی درک چند نکته ساده توسط عضو می باشد ، ولی بدون شک آن‌ها ، بسیار بیشتراز آن درک و کشف می کنند. قصه گویی همانند هنر و ادبیات همراه با آفرینش است ، از این رو با روحیه خلاق و آفرینشگر کودک و نوجوان کاملا همسو است .
با توجه به منافع گسترده قصه گویی به مربیان پیشنهاد می شود از این فعالیت به عنوان ابزاری قدرتمند برای شکوفایی خلاقیت ، ایجاد ارتباط دوسویه موثر و کشف استعدادهای اعضا همچنین حفظ و انتقال میراث فرهنگی جامعه به صورت مستمر,استفاده کنند.
منابع:
1-     محمدی ،محمدهادی و قایینی، زهره ، تاریخ ادبیات کودکان ایران ادبیات شفاهی و دوران باستان جلد(1) ، تهران ، نشر چیستا، چاپ پنجم ،1374،صفحه15 و 16
2-     Pellowski A., *World of storytelling*, Wilson H.W, Rev Exp Su
edition, 1991, p.42.
3-      پلوسکی ،آنا ، دنیای قصه‌گویی، ترجمه محمدابراهیم اقلیدی، تهران، سروش، 1364، ص 23٫
4-     چمبرز ، دیویی ، قصه گویی و نمایش خلاق ،ترجمه ثریا قزل ایاغ، تهران ، مرکز نشر دانشگاهی ، چاپ چهارم ، 1366، صفحه 6
5-     اعضا شورای فرهنگی مدیریت استان تهران ، CD استاندارد فعالیتهای فرهنگی ، هنری و ادبی کانون ، تهران ، 1387، صفحه 29
6-     اعضا شورای فرهنگی مدیریت استان تهران ،CD استاندارد فعالیتهای فرهنگی، هنری وادبی کانون ، تهران ، 1387، صفحه 30
7-     کین ، رنیت نامیلا وکین ، مک کلینتیک، کارل ، کلمیت ،کارل ، 12 اصل یاددهی یادگیری در عمل ، ترجمه اصغر نوری امام زاده ای ، اصفهان ، نوشته ، چاپ اول ، 1389
8-     گرین ، الین ، هنر و فن قصه گویی ،ترجمه طاهره آدینه پور ،تهران ، نشرابجد، چاپ اول ، 1378، صفحه 76
9-     Geisler,Harlynne ,(1999), *Why Have Storytelling in the Schools?*
 
http://storyteller.swiftsite.com.
 
نویسنده : رویا مهدی پور
عنوان پست سازمانی : هنرآموز
محل خدمت : واحد کارشناسی هنری استان خوزستان
تحصیلات : کارشناس مدیریت امور فرهنگی
سابقه کار : 12 سال
Email:royamehdipour@gmail.com
*کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان خوزستان **–** اهواز*1390
منبع: نشریه الکترونیکی پلاک 44

لینک این مطلب